تنبل خانوم

Tuesday, May 28, 2002

هركداممان ، بخشي از گذشته را
در كنار خود مي خواهد
تا با ‎آن،
وحشت امروز را ،
از خود دور كند.

eeeee karimi // 8:54 PM

_______________________________________

Friday, May 24, 2002

بماند اينكه مخا طبي تنبلم
و روياهايم/ پر از بلور و سنگ
و چيزي مثل حادثه است.
eeeee karimi // 11:09 PM

_______________________________________

Monday, May 20, 2002

هشتم ارديبهشت امسال سيمين دانشور يا به قول خيلي ها بانوي بزرگ
ادبيات ايران هشتاد ساله شد.روزنامه ها و مجلات مختلف به همين
مناسبت صفحاتي رو به معرفي و بررسي سمين و آثارش اختصاص
دادن. من هم تصميم گرفتم قسمتهايي از سووشون رو اينجا بنويسم:
((...كار بچه فرشته ها اين بود كه ستاره هر كس را بدهند دست خودش
وبگويند:اينك ستارهات را به دستت مي سپاريم تا بداني كه از حالا
آزادي.خودت پشت و پناه و تكيه گاه خودت هستي.
عكس العمل زميني ها چنين بود: بچه ها از ديدن ستاره هايشان،
چشم هايشان برق زده، آنها را گرفته اند و با آنها بازي كرده اند...
پيرها گفته اند: حالاخيلي دير است.اما بشنويداز جوان ها و
ميانه سال ها كه كار دنياي زميني بيشتربه دست اين گروه مي گردد.
كليه افراد اين گروه ستاره هايشان را دريافت داشته اند اما بيشترشان
هر چه توضيح بهشا ن داده شده،مقصود ارباب آسماني را نفهميده اند.
بعضي هايشان ستاره هايشان را خيلي زود گم كرده اندبعضي ها
ستاره هايشان را در گريبان هايشان پنهان كرده اند ولبخند زده اند
كه ستاره ايي در گريبان دارند،اما عده معدودي از گروه جوان و
ميانه سال خوب حاليشان شده.
از اين گروه عده ايي گفته اند:ما از اولش همينطور بوديم.چشمداشت از
هيچ اختري چه در آسمان و چه در زمين نداشتيم ونه هرگز كسي را
براي بد و خوب اخترمان نكوهش كرده ايم...))
قصه را مك ماهون تعريف كرد.
eeeee karimi // 8:55 PM

_______________________________________

Saturday, May 04, 2002

.
eeeee karimi // 8:13 PM

_______________________________________

براي من كه از اولين شماره با ايران بودم شنيدن خبر توقيف موقت
روزنامه ايران مثل شنيدن خبر از دست رفتن يك عزيز،
وحشتناك و باورنكردنيه.
سالهاست كه اتاقم پر از برگهاي روزنامه ايران،تازه داشتم به ايران
جمعه ها هم عا دت ميكردم كه ...
مفهوم توقيف موقت رو خوب ميدونم ولي نمي تونم قبول كنم كه
ايران ديگه چاپ نميشه.

eeeee karimi // 8:11 PM

_______________________________________

Friday, May 03, 2002

وقت اضافه
در سال 1981يك مسابقه فوتبال بين دو تيم انگليسي استوك و
استون ويلا برگزارميشه.در دقيقه هشتادونهم اين بازي داور يه
ضربه پنالتي به نفع تيم استوك اعلام ميكنه،دروازه بان استون ويلا
كه ميدونسته از وقت بازي فقط يك دقيقه باقي مونده توپ روبا شوت
بلندي از ورزشگاه محل مسابقه بيرون ميندازه ،بازيكنان تيم استوك
هم سراسيمه براي آوردن توپ به بيرون از ورزشگاه ميرن اما وقتي
كه توپ رو پيدا ميكنندوبه داخل زمين مي يارن وقت باقي مونده تموم
شده بوده و داور صوت پايان مسابقه رو به صدا در مياره در حالي كه
بازيكنان استوك از شدت عصبا نيت نزديك به انفجار بودند.
بعد از اين مسابقه اتحاديه فوتبال انگلستان (FA)قانوني وضع كرد كه
بر طبق آن اگر بازي به دلايلي از حركت مي ايستادداور مي تونست
پس از پايان وقت،وقت هاي تلف شده را محاسبه كنه.
eeeee karimi // 8:42 PM

_______________________________________


This site is powered by Blogger because Blogger rocks!









(none)

* Send email